تبليغاتX
میرحسین موسوی
یادداشتهای یک تئاتری پرفرمنس
یه چند تا پیشنهاد:

۱- رمان ((قلعه حیوانات)) نوشته جرج اورول

۲- نمایشنامه (( شکنجه و قتل ژان پل مارا به اجرای ساکنان تیمارستان شارنتون به کارگردانی مارکی دوساد )) نوشته پیتر وایس

۳- نمایشنامه (( دشمن مردم)) هنریک ایبسن

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 17:1  توسط رضا مختارزاده  | 
اینروزها هیچ حرفی جهت گفتن نیست .

کوچه ها باریکن /دکونا بسته س/خونه ها تاریکن /طاقا شکسته س/ از صدا افتاده تار و کمونچه / مرده میبرن کوچه به کوچه

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 20:44  توسط رضا مختارزاده  | 

از دشمنان برند شکایت به دوستان/چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم

اینجانب رضا مختارزاده عضو هیئت رییسه انجمن نمایش شهرستان دیّر با توجه به اتفاقات نامیمونی که در جریان سه رویدادی که از سوی این انجمن برای بهبود وضعیت تئاتری و فرهنگی شهر انجام شده بود از سمت خود کناره گیری می کنم . همچنین بدلیل پاره ای مشکلات دانشگاهی که یکی از آنها صرف کردن اوقات برای تکمیل پایان نامه است  از همکاری با آن انجمن مربوطه معذورم . در اینجا لازم میدانم به جناب حمید شعرانی دوست بزرگوار خود نیز متذکر شوم که ایشان در کناره گیری از سمت ریاست انجمن بیش از پیش فعالیت به خرج داده تا هر چه زودتر فضای فرهنگی و تئاتری شهر رو به نابودی کامل رود . چه بود یا نبود هر یک از ما هیچ گونه تاثیری در روند سر عقل آمدن  و تغییر دیدگاه مدیران فرهنگی شهر نخواهد داشت . در این مدت بسیار کم  اتفاقاتی از کنار ما گذشت که شاید در هیچ کجای دنیا مثالش اینگونه نباشد . البته این تاثیر یک تاثیر کاملا ژنتیکی انقلابیست که هنرمند در کشور ما ابزار دست سیاستمداران است و البته در این شهر، ما هم ابزار بودیم و هم یک مشت حمال .در جاییکه مسئولان فرهنگی شهر قرار است از ما به چشم حمالانی بی مزد یاد کنند چه بهتر که خود از این شغل شریف کناره گیری کرده تا خود عزیزان اگر توانی دارند حمالی کنند . در جاییکه برای صد یا دویست هزار تومان پول جهت برگزاری جشنواره باید تا آخرین نقطه ی بدن این آقایان را بوسید و نوازش کرد ، بهتر آنست که کنار رویم و خود ببینیم آیا اینان می توانند هیکل مبارک خویش را بوسه باران کنند یا خیر . در جاییکه ریس محترم آن اداره حتی در افتتاحیه جشنواره تئاتر استانی که در شهر برگزار می گردد حضور ندارد و مایه خجالت ما و دیگران می شود ،  در جاییکه حتی به اندازه ی مقدار خرید چند ساندویچ خیلی مسخره برای بچه های کمیته های جشنواره هیچ گونه انعامی از جیبشان بیرون نمی رود ، در جاییکه فقط در روز دوم جشنواره آنهم فقط جهت  گیر دادن به بولتن این عزیزان بهتر از جان پا پیش گذاشته و شکایت و گله میبرند ، در جاییکه به صراحت معاون محترم فرهنگی ایشان با لحن (( اگه پول ندارین بیخود می کنین جشنواره برگزار کنین)) روبرو می شویم ، در جاییکه اینقدر از مهمانان پذیرایی لازم را صورت دادند!!!!!!!!! که مهمانان ما نمی دانستند رییس ارشاد کیست و اصلا ارشاد در این شهر چکاره س  و بالاخره در روز اختتامیه دائما به مجری برنامه یادآور شدن که اسم ارشاد یادت نره ،بهتر آنست که کنار رویم و ببینیم آیا دیگر حضوری خواهد بود که ایشان از سر زمین تشریف بیاورند یا خیر . در جاییکه که برای امری که زیر نظر مبارک خودشان است باید امضا بگیری و هزار تعهدنامه پر کنی آیا بهتر این نیست که کنار رویم و ببینیم اینان با خود چه می کنند . در این چند مدت کوتاه انجمن نمایش شهرمان به اندازه چهار سالی که از حضور این آقایان محترم بر مسندات فرهنگی شهر می گذرد بلکه هم بیشتر برنامه اجرا کرد و اعتبار ی به فضای سرد و تاریک آن نهاد بخشید . حال جالب اینجاست که اینان اکنون به ما دستور میدهند که چکار کنیم و یا نکنیم و این همان ابزار است . و ما باید به فکر بیفتیم که چگونه می شود جلوی ادا و اطوار و ژست و پزهای اینان را در هنگامی که قرار است جلوی فرماندار یا نهادی بالاتر ، از اهم برنامه هاشان بگویند ، بگیریم . در جاییکه از مقادیر زیاد بودجه های میلیونی فرهنگی که  باید صرف فعالیتهای فرهنگی هنرمندان انجمنهای شهرشود آنقدر نصیبمان می شود که همه بچه های انجمن که هیچ ، بچه های خارج از انجمن نیز دست یاری بسوی ما دراز کرده و با پولهای توجیبی خود خرج انجمن را میدهند آیا ماندن جایز است . دوست عزیزم حمید شعرانی ، وقتی همه اینها را قیاس می کنم با دوران ریاست پدرم بر اداره ارشاد می بینم که به شدت حقوق همه ی تئاتریها و در مرتبه ی بالاتر هنرمندان دیّری زیر پا میرود . اگر همه ما دور یکدیگر جمع شدیم صرفا و صرفا برای پایان دادن به اوضاع و احوال نابسامانی بود که بعد از رفتن پدرم در انجمن نمایش بوجود آمده بود . اما حالا می بینم وقتی اداره ای هنرمند خود را با الاغ و قاطر یکی بداند و نخواهد برایش ارزشی قائل شود ما خود باید کنار رویم و این مسئولیت حمل را بر دوش خودشان واگذار کنیم تا خود شان زورآزمایی کنند .  این فضای مسموم در اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان دیّر بی شباهت به نامش نیست . چه اگر قرار بر مسئولیت فرهنگی و هنری بود اسمش را با نام بی مسمای ارشاد اسلامی در نمی آمیختند . پس بهتر است ما نباشیم تا حضور فرهنگی اسلامی  دیگری ببینیم که شاید مطلوب این عزیزان باشد و بتوانند با بودجه ی مثلا 13 هزار تومانی جشنهایشان را به پا کنند.

با تشکر

رضا مختارزاده

دانشجوی کارشناسی ادبیات نمایشی دانشگاه آزاد اسلامی

عضو مستعفی انجمن نمایش دیّر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:5  توسط رضا مختارزاده  | 
سلام

۱- باید از میرحسین موسوی حمایت کرد . حالا که همه اصلاح طلبا دارن حمایت می کنن منم مجبورم حمایت کنم . جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون مبارز و کارگزاران سازندگی حمایت کردن خب ما هم می کنیم دیگه .

۲- دانشگاه اینروزها خسته کننده تر از هر بار داره دنبال میشه . نه حرف جدیدی از سوی اساتید و نه نکته قابل عمق و بررسی برای لذت بردن از درسها . به همه اینها اندیشه اسلامی و روخوانی قرآن رو هم اضافه کنین ببینین چی میشه . به جز استاد ناصر بخت همه حرفای بقیه استادا به نوعی تکرار اندر تکرار شش ترم گذشته س . راستی دکتر ناصر بختم قراره بره . این دیگه خیلی زجر دهنده و نا امید کننده س .خدا به دادمون برسه برا ترم بعد

۳- فیلم ((وقتی همه خوابیم)) بهرام بیضایی رو دیدم و یکبار دیگه به توانایی این استاد مسلم هنرهای نمایشی در ایران آفرین و درود گفتم . من فکر میکنم کلیه حرفای منتقدان نا بلد سینمای ما همه از روی غرض بوده . چون فیلم بیضایی فوق العاده س . نماهای عالی . بازیهای خوب . دیالوگها دلنشین و بیشتر از همه اینها فیلمبرداری فوق العاده . خب دیگه فیلم چه چیزی می خواد . من که واقعا بعد از اینکه از سینما بیرون اومدم حس خوبی داشتم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 16:26  توسط رضا مختارزاده  | 

جشنواره تئاتر سیمرغ هم بالاخره به اتمام رسید و تلاش دوستان و بچه های تئاتر دیری هم در این چند روز یک فضای کاملا فرهنگی و هنری را به شهر تحمیل کرد . در حالی که چند سالیست که شهر در آرامش و سکوت گروههای تئاتری به سر میبرد تنها نوع کارهای فرهنگی در جامعه را اجلاس ها و بزرگداشت های در محتوا بسیار کوچک و در ظاهر بسیار بزرگ بدون کارکردی تشکیل میدادند که همه آنهایی که دلشان برای فرهنگ این مرز و بوم می سوزد میدانند که ادامه این سیاستها و این بزرگداشتها خطرناک و مضر است . جشنواره تئاتر سیمرغ را البته با یک سیاست به پیش راندیم تا مگر از جابجایی های میلیونی که برای ستاد سیمرغ (سی امین سالگرد انقلاب) در شهر انجام می شود گوشه ای نیز به ما برسد . صد البته که نرسید و کاش ما نیز خود را به هذیانهای مسئولینی که ما را دلخوش به برگزاری این جشنواره با این عنوان می کردند  نکرده بودیم و حالا دیگر به هر قیمتی نام جشنواره را سیمرغ نمی گذاشتیم که اگر نبود دیر شدن زمان برگزاری جشنواره قطعا نام با مسمای دیگری را برای جشنواره مان انتخاب می کردیم . درحساب انجمن نمایش تنها و فقط تنها ۳۰۰۰۰ تومانی جاخوش کرده بود که این را هم خرج تبلیغاتی کردیم که هنوزاکه هنوز پول خیلی از آنها را نداده ایم . البته جا دارد از آقای شعرانی رییس اداره ارشاد تشکر کرد که حداقل از جیب خودشان پول جایزه ها را دادند . جالب ترین نکته را هم در خود اداره ارشاد برایتان بگویم . معاون محترم فرهنگی ارشاد دیر دقیقا از تاریخ ۲۲تا۲۵ را به تعطیلات رفت تا مطمئن شویم چقدر قلب ایشان به جنبش های هنری در دیر تلمبه وار می تپد . تا قبل از آن برایمان مفهوم معهاونت فرهنگی مشخص نبود و اکنون دیگر کاملا برایمان عیان گشت . تندیس ها را هم سعید افسری بزرگوار لطف کرد و برایمان از جیب مایه گذاشت و ما که همچنان باید منتظر رسیدن وجهی که از خجالت این دوستان دربیاییم . در هنگام جشنواره هم که الا ماشاءلله تا چشم کار میکرد حضور چهره های لشکری و کشوری در این مراسم بود اینقدر که ما ندانستیم چگونه از آنها تشکر کنیم و مجبور شدیم بوسیله ایمیلی چیزی مانند فیلم بروس قدرتمند به درخواستهای بیکران آنها جوابی بدهیم . اینقدر برای آنها این جشنواره مهم بود که از کل هشت اجرای جشنواره فقط حجاب دخترانمان را دیدند و صمیمیت بچه های تئاتری با یکدیگر را و تا توانستند در این زمینه بیانیه ها صادر کردند که آقا در این محل را گل بگیرید و بچه های ما خراب می شوند و اینها عناصر معلوم الحالند و وجود اینان مایه کراهت شهر می شود . اینقدر حضور آقایان چشمگیر بود که در روز ۲۲ که مصادف بود با یکی از همان بزرگداشتهای قابل عرض همگی به مجتمع فرهنگی نفت آمدند و اصلا اصلا هم یکی از اجراهای یکی از گروهها نیز که قرار بود در تالار فرهنگ برگزار گردد هم ناخواسته به مجتمع نفت تغییر نکرد و چقدر لطف دوستان و بزرگواران زیاد بود که میدیدی چه حضور فرهنگوارانه ای در مجتمع نفت دارند و از خیابان فرهنگ (شهدای گمنام فعلی) که می گذشتی هیچ ماشینی را نمیدیدی به جز تقریبا ۹۰ تا صد تا به نوع که تا سر اداره بهداشت پر بود از امشین و ماشین و ماشین . به هر حال جشنواره تئاتر سیمرغ تنها کار فرهنگی هنری مفید در این چند سال اخیر در شهرستان بود . خیلی خوشحال هستم که حداقل بچه های هنری دیر کم نگذاشتند . ما به آنچه که می خواستیم رسیدیم و این شروعی دوباره بود برای خواب بلند زمستانی که همه مارا فرا گرفته بود . 

این هم یک کاریکاتور از وحید نیک خو


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 13:41  توسط رضا مختارزاده  | 

باز هم سلام

روزهایی که گذشت سخت مشغول انجام کارهای تئاتری مختلف بودیم . گرچه تو این گیرودار یه روز رو هم با بچه های کتابخونه به منزل یکی از دوستان عزیزمون در شهنیا رفتیم . به هر حال مجموعه اتفاقاتی که افتاده رو در زیر می نویسم

تئاتر

بازبینی جشنواره تئاتر بانوان

همونطور که قبلا گفتم مثل اینکه این خانم دریاسفر اصلا شانس حضور در جشنواره های تئاتر استانی رو نداره . بنده خدا یه جوری بدبیاری میاره و هنوز مشخص هم نیست چرا . در جشنواره تئاتر بانوانی هم که برگزار شد دوستان از حوزه هنری اومدن و دو تا کار از دیر و بازبینی کردن که بحمدالله یکی از کارها رو انتخاب کردن . خیلی خوشحالم که حداقل یکی رو انتخاب کردن و گرنه باز مجبور بودیم درباره ی عللهای روی نیاوردن بوشهریهای عزیز به تئاتر دیر مطلب بنویسیم . جدا از همه ی اینها البته من خیلی ایرادات را به تئاتر زیبا دریاسفر گرفته بودم . اما جالب اینجاست که از آقای قحطبه فخرایی شنیدم که نظر یکی از آقایان هیئت داوران این بوده که موضوع کار ربطی به جشنواره نداشته است . در این بین البته یه مسئله ی دیگری هم در مورد این متن بود که جالب اینجاست با توجه به حضور فرهنگی اسلامی در کنار عرفانی که متعلق به هند و چین است در این نمایشنامه ولی باز این کار برای جشنواره تئاتر دینی خارگ هم مشروط اعلام می شود و مثلا متون دفاع مقدس که حالا معلوم نیست کارکرد دینی شان کجاست پذیرفته می شود . در جشنواره بانوان هم از موضوع کار حرف می زنند . حالا جالب اینجاست که این نمایشنامه یک تک گوییست که از سوی زنی بیان می گردد . به هر حال با توجه بهاتقادات بی شماری که نسبت به کار زیبا دارم اما این حرفها و نظرات را هم در نوع خودشون جالب می بینم .

جشنواره تئاتر دانش آموزی

روزهای چهارشنبه و پنج شنبه هفته پیش هم که میشد ۲۳و۲۴ جشنواره تئاتر دانش آموزی رو در سه مقطع به همراه دوستان بزرگوار قحطبه فخرایی و لقمان بحرانی و حسن فولادی داوری کردیم. البته باید گفت که هنوز که هنوزه مدیران و مربیان پرورشی ما برای هدایت دانش آموزان به سمت تئاتر دچار مشکلات عدیده ای می باشند . حالا این مشکلو بعضیها با استفاده از بچه های تئاتری به حکم ناظر رفع کرده اند و بعضیهای دیگه هم خودشون اومدن آش شله قلمکار راه انداختن . جالب اینجاس که عده ای از این مدیران محترم اینقدر اطلاعات و آگاهی از تئاتر شهرستان نداشته اند که کارهای تئاتر مدرسه خودشونو به یه سری افراد بی سواد و واقعا ناشی در زمینه تئاتر بسپارند که نتیجه اون می شود تئاترهای بسیار بسیار مزخرف دبستان سوره و دبستان بهشتی و دبیرستان طالقانی . بله دبیرستان طالقانی که یک روز حرف اول را در سطح استان و کشور میزد حالا باید اسیر یکسری بی تدبیریها شود . واقعا آدم آن موقع است که باید برای دبیرستان طالقانی اشک بریزد . و من هم چون تقریبا در تمامی مواردی که این مدرسه در استان و کشور در جشنواره تئاتر دانش آموزی مقام برتر را کسب کرد حضور داشتم و اینجا باید به یکباره اشک می ریختم .

اما از همه اینها گذشته همیشه که جشنواره ها رو کارای بد تشکیل نمیده . خیلی از کاراهم واقعا خوب بود و آدم رو به شدت خوشحال میکرد . در مقطع دبستان دبستان دخترانه فروغ اندیشه یه کاری رو روص صحنه آورد که واقعا آدم را نسبت به آینده امیدوار می کرد . بالاخص بازی بسیار عالی بازیگران و علی الخصوص یاسمن نامجو که نقش روباه رو بازی می کرد . مدرسه راهنمایی معراج اندیشه هم بازیهای خیلی خوبی داشت . واقعا خوشحال شدم از اینکه دیدم حسن وحیدپور(پسرعمه م میشه) اینقدر راحت و خوب بازی میکرد . مدرسه های راهنمایی دخترانه هم چند تا بازی خوب داشتند اما متاسفانه کارها اونطور که باید و شاید کارگردانی نشده بود . اما بازیهای خوب و استعدادهای خوبی از میون اونها میشد پیدا کرد . در مقطع دبیرستان دخترانه هم کار دبیرستان خیرالنساء رو زیبا دریاسفر کار و بازی کرده بود . متن مصاحبه محمد رحمانیان که زیبا به خوبی اونو اجرا کرد و فکر میکنم بهترین کار کل جشنواره هم بود . اما جدال و رقابت اصلی در مقطع دبیرستان بود . اونجا واقعا یه احساس غرور بهت دست میداد . بچه های دیری فوق العاده پیشرفت کردن . انگیزه های خیلی قوی دارن و واقعا هم خوب کار می کنن . هم مدرسه شاهد و هم مدرسه دکتر حسابی که اول شد هر دو کارهای خوبی را آورده بودن و با یه بازیهای خوب . عرفان مختارزاده ( اینم پسر عمومه) اینقدر نقششو خوب بازی کرد که تونست همذات پنداری خوبی با تماشاگر داشته باشه و کلی فضای سالن رو به نفع نمایشش پیش ببره . اما کار فوق العاده رو مدرسه دکتر حسابی انجام داد . یه متن بسیار خوب به نام صندوق و بازیهای خیلی خوب از حسن قانون . محمد رضا ابراهیمی . محمد رضا جعفری . محمد رضا فرجی و  . . . کل کار اینقدر روون و ساختارمند بود که آدم رو به وجد می آورد . میگم که خیلی خوشحال شدم که دیدم واقعا بچه های دیری توی تئاتر فوق العاده با استعدادن . امیدوارم مسئولین اجرایی فرهنگ و هنر در شهرستان عنایت ویژه ای به این عزیزان داشته باشن .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 13:31  توسط رضا مختارزاده  | 
خاتمي آمد
رئيس جمهور دوران اصلاحات؛ براي کانديداتوري هيچگاه ترديد نداشتم


 رئيس جمهور اصلاح طلب پيشين ايران در مقابل دوربين هاي پرشمار خبرگزاري هاي شاخص بين المللي و داخلي و چشمان پرسشگر هواداران خود پيام مهمي را به ملت ايران و سراسر جهان مخابره کرد؛ «من در اينجا با جديت، حضور خود را در عرصه انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام مي کنم.» خاتمي پس از اعلام رسمي کانديداتوري در ميان صلوات، غريو شادي و دست زدن هاي پياپي حاضران در جلسه در سخنان کوتاهي بر سه نکته محوري تاکيد کرد که از نظر فعالان سياسي حاضر در نشست بسيار بااهميت تلقي شد. اگرچه در طول چند ماه اخير و خصوصاً ماه جاري حملات رسانه يي و «تريبوني» محافل مخالف خاتمي و اصلاحات به اوج خود رسيده و شخص خاتمي را هدف گرفته بود، رئيس دولت اصلاحات با قاطعيت هر چه تمام تر هرگونه ترديد خود را براي کانديداتوري رد کرد. خاتمي در ابتداي سخنان خود با بزرگداشت ياد امام و شهداي انقلاب يادآور شد اعتراض نيروهاي پايبند به انقلاب به برخي سياست ها به دليل عدول برخي از معيارهاي اصلي انقلاب است. رئيس دولت اصلاحات خود و اصلاح طلبان را جست وجوگر راهکارها و سياست هايي دانست که ظرفيت نظام را در رسيدن به آرمان ها و خواست ملت ايران ارتقا بخشد. خاتمي وعده داد در موقع مقتضي در خصوص کانديداتوري خود و برنامه هاي اصلاح طلبان در انتخابات سال آينده با رسانه ها سخن خواهد گفت اما در سخنان کوتاهي سه نکته کليدي را يادآور شد؛ «گفته شده من دچار ترديد بودم. اعلام مي کنم هيچ گاه ترديد نداشتم. مگر مي توانستم در اين شرايط دشوار خود را کنار بکشم.ما دلبسته مردم و انقلاب هستيم. عظمت کشور و انقلاب و اعتلاي ملت را مي خواهيم.حاکميت ملت در انتخابات که مهم ترين نماد مردمسالاري نظام است تجلي مي يابد.چگونه مي توان نسبت به آن بي تفاوت بود يا ترديد داشت مگر اينکه کسي معتقد به انقلاب و خواست و منافع ملت نباشد و خدا را شکر مي کنم که من بي تفاوت نيستم و وظيفه خود مي دانم در عرصه حاضر شوم.» خاتمي تاکيد کرد اصلاح طلبان نسبت به سرنوشت کشور احساس تعهد مي کنند اما من درباره اينکه چگونه حضور يابم و چگونه عمل کنم دغدغه هايي داشتم اما به مصداق «علي العبد يدبر والله يقدر» هنوز هم معتقدم کارکرد آن تدبير من به پايان نرسيده است. رئيس جمهور پيشين ايران در خصوص دومين نکته بااهميت مدنظر خود نيز توضيحاتي ارائه داد؛ «حضور من فضا را براي هيچ کس تنگ نمي کند. راه باز است ولي آنچه بايد مورد توجه باشد بعد از پافشاري بر انتخابات آزاد، مطلوب و قانوني، حضور پرشور مردم در صحنه است. حضور افرادي که در اصول و معيارها نيز با هم مشترک هستند مي تواند انتخابات را پرشورتر کند. درعين حال اين وظيفه بر عهده برگزارکنندگان انتخابات است که شور و شرايط لازم را براي حضور مردم مهيا کنند. اميدوارم اين حضور و حضورهاي ديگر سبب مشارکت حداکثري مردم شود که نتيجه آن هر چه شود خير است.» خاتمي از تمام کساني که در طول ماه هاي گذشته از او حمايت کرده اند صميمانه تقدير کرد و خود را قطره يي از درياي موج خيز ملت ايران دانست؛ «هر کجا باشم و هرکاري که انجام دهم بعد از خداوند خود را در برابر ملت پاسخگو مي دانم. اعتقاد راسخ دارم که کسي که در راس دستگاه هاي اجرايي قرار مي گيرد نسبت مساوي با همه مردم ايران دارد. هميشه بر ايجاد و بسط تشکل هاي مدني و احزاب تاکيد داشته ام و کوشيده ام با اميد به آينده در صحنه حضور داشته باشم. انديشيدن به سرنوشت ملت، سامان دادن به امور براساس آرمان ها و معيارهاي انقلاب و آرمان ديرپاي ملت که خواستار سربلندي، جلوگيري از فرصت سوزي، تبديل شدن تهديدها به فرصت هاست از جمله دغدغه هاي من است و براي به ثمر رسيدن آنها از هيچ تلاشي فروگذار نخواهم کرد.» خاتمي در پايان خود را به خدا سپرد؛ «از خداوند مي خواهم در همه امور ما را مورد عنايت خود قرار دهد و يک لحظه ما را تنها نگذارد. دعا مي کنم نتيجه کار مورد رضايت او، اسلام، انقلاب و ملت ايران باشد.» در جلسه شب گذشته حضور چهره هاي برجسته مجمع نظير آيت الله محمد موسوي خوئيني و حجج اسلام محتشمي پور، ابطحي، کيان ارثي، موسوي بجنوردي و عبدالواحد موسوي لاري مشهود بود. اينچنين بود که رئيس جمهور اصلاح طلب پيشين ايران به رغم هجمه رسانه يي بي سابقه و تلاش هايي که در راستاي اختلاف افکني و مخابره کردن تصوير چندکانديدايي در ميان اصلاح طلبان از سوي برخي محافل صورت گرفت حضور قطعي خود را در انتخابات رياست جمهوري سال آينده اعلام کرد. اصلاح طلبان معتقدند به رغم اعلام کانديداتوري مهدي کروبي و اکنون سيدمحمد خاتمي همان گونه که خود خاتمي پيشتر اعلام کرده بود کانديداهاي اصلاح طلب در انتخابات آتي هيچ گاه مقابل هم قرار نخواهند گرفت
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 13:25  توسط رضا مختارزاده  | 

اینروزها دائما در حال فراهم کردن مقدمات جشنواره تئاتر سیمرغیم . چند روزی هم هست که اتاق انجمن نمایش رو با هزاران زحمت - فکر میکنم اگر از نهاد ریاست جمهوری هم نامه داشتیم باز عملی نمیشد- جابجا کردیم و به یه جای بزرگتر  نقل مکان کردیم . اینها همه به کنار و تزئینات داخلی اتاق انجمن هم به کنار . با بنرهای تبلیغاتی بچه ها و عکسهایی که از دل مجلات و روزنامه ها در آوردیم و به درو دیوار چسبوندیم دیگه جای خالی رو دیوار دیده نمیشه . دیشب هم اولین جلسه ی انجمن نمایش رو در اتاق جدید برگزار کردیم و برای اولین بار در طول تاریخ برگزاری جلسات انجمنهای نمایش بحث بسیار مفصلی بر روی یکی از برنامه ها آنهم بازبینی ها انجام شد . مدت جلسه تقریبا یه سه ساعتی طول کشید . همه هم نظرات خودشونو گفتن و قرار شده طی نامه ای به گروههای اجرایی خبر داده بشه . چند روز دیگه هم قرار از بوشهر برای بازبینی کارهای جشنواره تئاتر بانوان بیان . از موسسه ما هم یه کار از زیبا دریاسفر به نام طلسم نیلوفر شرکت می کنه . البته زیبا تو این چند سال خیلی بدشانسی آورده . بنا به هردلایلی نتونسته استعداداشو تو عرصه تئاتر استان نشون بده و این همش به تغییر سلیقه ی جشنواره ها بر میگرده و اینکه دیگه همه جور تئاتری رو نمی پذیرن و این برای کل تئاتر دنیا خطرناکه . امیدوارم این بار هیئت داوران جدا از هرگونه جانبداری یا ارزش نگاریهای مرسوم حکومتی کار را ببینند و لذت ببرن . من که خیلی امید دارم اما مثل اینکه امسال دنیا با موسسه آفرینگان سر ناسازگاری داره . حالا به هر حال  . . .

سعی میکنم یه شعر بداهه رو هم همین الان که دارم می نویسم براتون به جا بزارم . خب البته من اصلا سر رشته ای تو شعر تدارم اما فکر میکنم آسون ترین کار دنیا شعر گفتنه - در مقایسه با نمایشنامه نویسی:

سرم درد می کند

وقتی که سرم درد می کند

خب سرم درد می کند دیگه

و نمیدانم چرا همین جوری سرم دردمی کند

و اگر کسی میدانست که سرم چرا درد می کند

پس لابد میداند که چرا سرم درد می کند

و سرم درد می کند

و میکند دیگه سرم درد را

 و درد سرم را می کند

و من میکنم سرم درد را

و سارا سیب دارد

 و سیگار کشیدن ممنوع!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 14:9  توسط رضا مختارزاده  | 

باز هم با عرض سلام

امتحانات را داده ام و الان دوران بسیار بدی را دنبال می کنم . امتحانات به نوعی راضی کننده نبود . جای خیلی چیزها عوض شده بود مثلا در امتحان تاریخ ادبیات نمایش ما باید مجموعه شعر درانات تاگور را امتحان میدادیم و در داستان نویسی تاریخ و محلی که داستان کوتاه در آن اتفاق افتاده است . اصول و فنون نمایشنامه نویسی هم ساختار اوجی و خطی را باید با هم مقایسه میکردیم و شیوه های نمایش در ایران را هم باید در حدود 700 صفحه مطلب می نوشتیم . همه ی این موارد را بگذارید امتحان های انقلاب اسلامی و بهداشت را هم ضمیمه اش کنید

جشنواره تئاتر سیمرغ هم به همت انجمن نمایش دیر در حال برگزاریست و فعلا متون را بازخوانی کرده اند و چند ده تا متن پذیرفته شده و فقط یک متن رد شده و تا بازبینی آثار هم در حدود یک ماه دیگر فرصت باقی مانده . از موسسه آفرینگان هم سه کار را جهت حضور در حال آماده سازی داریم که یکی از آنها کار زیبا دریاسفر است به نام طلسم نیلوفر که خود زییبا و مژده جهانگیری بازی می کنند و اصلا میزانسنهایشان را هم خودشان داده اند و هیچ کس به آنها هیچ کمکی نکرده است . کار دیگر گودو می آید نوشته ایرج محرمی و کار فضل الله عمرانی-همان که اسمش در شناسنامه ام است- می باشد و او قرار است از قحطبه فخرایی . خودش . سامیار زارعی و مژده جهانگیری در کارش استفاده کند و هنوز شروع نکرده است و کاری کاملا اجراییست . یک کار دیگر هم که کاملا پرفورمنس قرار است اجرا شود توسط دوست و همکار گرامیم جناب حمید شعرانی نوشته و کار می شود که در آن فضل الله . رسول محمودی و احتمالا غلام درویشی و یا سامیار زارعی بازی کنند . هرسه کار به نوعی تجربه گرا هستند و امیدوارم کارهای خوبی به اجرا در بیاید . از بچه های گروههای دیگه هم یکی حسن فولادی هستش با تئاتر شب بارانی و دو کار هم از گروه نجیرم جوان هست که یکی کار دوست عزیزم لقمان بحرانی و یکی دیگر کار بازیگر خوب کارهای خودم یعنی مریم رسولی که هر دو می توانند کارهای خوبی باشند و اطلاع دقیقی از آنها ندارم . یه کار را هم محمد عمرانی با عنوان امپرسیون جیغ بنفش آماده می کند .به هر حال تنور جشنواره سیمرغ حالا حالاها داغ است .

امتحان شخصیت شناسی 1 را با استاد ناصر بخت پیش رو دارم و برای کار عملی باید با شیخ طالب عاشوری مصاحبه کنم و یک شخصیت نگاری هم از تئاتر (( در انتظار گودو)) کار من و علی و زمانی . حسابی سرم شلوغه و همین دیگه شلوغه .
+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 21:2  توسط رضا مختارزاده  | 

اینروزها امتحاناتمون داره کم کم شروع میشه و ما هم مشغول خواندن امتحانات و دروسی هستیم که قراره امتحانش بدیم : شما توجا داشته باشید مثلا فردا من دو درس انقلاب اسلامی و ((بهداشت و تنظیم خانواده)) رو همزمان با هم دارم و اصلا این دو تا درس هیچ ربطی هم به هم نداره و من کلا الان منقلبم .

۱- یک متن دو ساعته نوشتم به نام ((سگ نامه ای برای یک گربه و یا گربه نامه ای برای یک سگ یا گربه سگ و یا هیچ کدام)) که درواقع زندگی دو تا سگ و گربه ی از جامعه ی حیوونی رونده شده ست و مراسم پیوند این دو تا به هم و . . .

۲- جشنواره تئاتر سیمرغ رو هم در دیر پیش رو داریم . جشنواره ای که قراره بعد از مدتها در دیر برگزار بشه و ما هم که در انجمن نمایش هستیم به نوعی عهده دار برگزاری این جشنواره . بچه های دیری هم ابراز تمایل کردن که حتما در جشنواره حضور پیدا کنند . اصلا حس در کنار هم بودن و جشنواره فوق العاده حس خوشایندیه و همین دیگه خوشاینده .

۳- اینم یه عکس از خاتمی در شب چله چلچراغ که امسال در محل بنیاد باران تشکیل شد چون دوستان عدالت محور و عدالت در چنگ اجازه ی برگزاری این چجشن سالانه را ندادند .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 13:20  توسط رضا مختارزاده  |