تبليغاتX
یادداشتهای یک تئاتری پرفورمنسperformance

یادداشتهای یک تئاتری پرفورمنسperformance

خبری . تحلیلی . طنز

هدف ما از برگزاری جشنواره این بود که مدتیست تئاتری کارهای بوشهری از تئاتر قهر کرده اند، ما باید به نوعی بچه های تئاتر بوشهر را دور هم جمع می کردیم. به خاطر همین سعی شده کارهای انتخابی از بوشهر انتخاب گردد». «کارهای انتخابی در سطح بسیار بالایی قرار داشتند بطوریکه اگر کارهای انتخابی از بیست، هیجده بودند بقیه کارها زیر ده بودند.» «کارهای انتخابی باید عامه پسند باشند و کارهای خاص جایی در میان جشنواره امسال نخواهند داشت.»
بدون شک از میان صحبت های ارائه شده بالا فهیم ترین افراد هم نمی توانند تصور یک جشنواره سطح بالا را در ذهن خودشان داشته باشند. رویکرد اخیر تئاتر بوشهر به مسئله تئاتر شاید برگرفته از سیستمیست که در مرکز هنرهای نمایشی فعلی به دنبال آن می باشند. تئاتر برای همه. قبل از اینکه به آسیب شناسی جشنواره تئاتر استانی بوشهر بپردازم باید نگاهی به مفهوم «تئاتر برای همه» مرکز هنرهای نمایشی نیز انداخت. این مفهوم در ابتدای امر با حذف جشنواره های تئاتر استانی و ترغیب شرکت کنندگان در تئاتر استان ها برای رسیدن به اجراهای عموم شروع شد. پس از اینکه مرکز نشینان محترم متوجه شدند – البته خیلی دیر- که کار کرد اجرایی تئاتر در شهرستان ها بدلیل نبود سطح فرهنگ مناسب در بین اقشار جامعه جوابگو نیست، کارهای متقاضی در جشنواره های تئاتر استان ها را به همایش فراخواندند و سپس با یک دور تسلسلی باطل به همان جشنواره سابق برگشت داده شد. در تمام این مدت هم سعی شد رویکرد مخاطب شناسی را برای تئاترها در نظر بگیرند و همان مفهوم عامه پسند بودن را با خود به جشنواره ها بیاورند. در اینجا ذکر خاطره ای از دکتر ناصر بخت استاد گروه هنرهای نمایشی دانشگاه آزاد بوشهر از مفهوم جشنواره و اجرای عموم که در کلاس درسی که در خدمت ایشان بودم مطرح گردید برای این بحث مفید فایده می دانم. دکتر ناصر بخت در سفری که به همراه هیئت کانون ملی منتقدین به کشور بلغارستان داشتند هم به تماشای جشنواره نشسته بودند و هم اجرای عمومی را از نزدیک دیده بودند خاطر نشان می کردند که در اجراهایی که قرار است به صورت جشنواره ای در بلغارستان برگزار شود، عده ای خاص را آن هم بصورت دعوتنامه ای برای تماشای آثار به اجرا در آمده دعوت می کنند. در اجراهای عموم ورود کلیه عموم آزاد است به طوری که پدر و مادری به همراه فرزندانشان به سالن های تئاتر می آیند. از این گفته دکتر ناصر بخت به راحتی می توان مفهوم اجرای عموم و جشنواره را از یکدیگر تشخیص داد. متأسفانه سیاستگذاری های غلط مرکز هنرهای نمایشی در سه سال اخیر باعث به اصطلاح عامه پذیرتر کردن تئاترها شده و همین مسئله بی رونقی و دلسردی عجیبی را در میان اهل فن تئاتر بوجود آورده است. جشنواره محلیست که کارها با آراء و نظرات گوناگون دور یکدیگر جمع شده و به مسابقه می پردازند. مفهوم خاص بودن یک کار برای حضور در جشنواره معنایی ندارد چرا که جشنواره الزاماً خاص است نه عام (و اگر مفهوم تئاتر را هم به طور جدی بخواهیم بررسی کنیم به خاص بودن آن می رسیم که این خود بحثی جداگانه است). از این رو تلاشی که در جهت عامه تر کردن تئاترها می شود به نوعی میل تئاتر ایران را به سطحی بودن و بدون محتوا بودن آثار رهنمون می سازد. این سیاست ها اما محل بسیار مناسب و دنجی به نام بوشهر را در اختیار دارد که از گذشته ای بسیار قوی در زمینه تولید آثار سطحی و بدون فکر و اندیشه برخوردار است. محتوای آثار از میان خانه های کاهگلی و چاه و عبدو و زار محمدو قلندر خونه و بیو بریم دریا تا امشو مو دلم خینن هیچ حرکت خاصی نکرده. ضمن اینکه به لحاظ اجرایی نیز نهایتاً به سنج و دمام و نی انبان و هلل یوس هل یوسه رسیده ایم. بزرگان این تئاتر را افرادی تشکیل می دهند که یا در قلندر خونه صغیری بازی کرده اند و یا از قلند خونه تعریف کرده اند. کسانی داوری آثار را بر عهده می گیرند که آخرین کتاب پر محتوایی را که عمیقاً مطالعه کرده باشند- احتمالاتم بسیار کم است که اصلاً مطالعه ای در کار باشد- «فن صحنه سازی تئاتر» لئون موسیناک باشد که تاریخ چاپ آن به قبل از جنگ جهانی دوم می رسد. نظریاتی که نسبت به آثار متاخر باشد را بر نمی تابد و دائماً از جنایت در تئاتر سخن می رانند. جدیدترین آثار آن ها نیز به سه دسته ی کارهای فولکلوریک مدرن- هنوز نتوانستم با آن کنار بیایم-، کارهای مذهبی و دفاع مقدس- هر کدام بصورت جداگانه- و دفاع مقدس مذهبی تقسیم می شود. حال این میان می ماند افرادی که بخواهند دیدگاه متفاوتی را نسبت به این آثار ارائه کنند. در روند انتخاب آثار نیز از دیر باز تا کنون به دایره ی خودی هایی می رسیم که بوشهری های عزیز همچنان با آن درگیرند. اینکه که کلاً هنرمندان به دو دسته بزرگ بوشهری و غیر بوشهری تقسیم می شوند. و این دایره ی خودی فرصت بزرگی را از تمام شهرستانی ها گرفته است. در این رویکرد تئاتر شهرستانها به دلیل نبود نفراتی در مرکز استان همیشه با خطر حذف مواجه می شوند یا آنقدر آنها را خوار شمرده که فقط از آنها در جشنواره های درجه 3 و 4 استان استفاده نمایند. از همین رو تنشهای بوجود آمده میان شهرستانها و مرکز تا الان جوابی نداشته است ربطی به دولت رأس کار هم ندارد ایده ناسیونالیسمی مزخرف مرکز نشینان بوشهری بدلیل استفاده از فرمول چاپلوسگرانه با هر دولتی سازگار است. اینها را نوشتم تا به برگزاری جشنواره امسال برسیم جشنواره ای که قرار است اینبار با مدیریت مؤسسه فرهنگی هنری انجمن نمایش برگزار گردد- ایده ی جدید مرکز هنرهای نمایشی- بعد از اتفاقاتی که در زمان بازخوانی و بازبینی متون به عمل آمد که در تاریخ معاصر فرهنگی ایران یک اتفاق نادر بود چرا که زمان قمری را جایگزین زمان شمسی کردند. نوبت به انتخاب آثار برای جشنواره رسید. نگارنده خود به عنوان کسی که حداقل 6 سال است که بطور مداوم در جشنواره تئاتر استانی چه به عنوان بازیگر و چه به عنوان نویسنده کارگردان حضور داشته ام برای اولین بار شاهد یک بی منطقی کامل از سوی هیئت داوران بودم و همه اینها را ناشی از عدم شناخت و درک کافی آقایان از تئاتر پست مدرن می دانم. یکی از اعضا هیئت داوران بعد از کار مرا به گوشه ای می کشد وعنوان می کند «تو اوژن یونسکو رو دوست داری؟» در صورتیکه کار ارائه شده من نه ربطی به اوژن یونسکو داشت و نه اصلاً به ابزوردیسم. همین آقا در تماسی با پدرم عنوان می کند که نظر کاملاً مثبتی نسبت به کار ما داشته در جای دیگر در نشست ارائه شده همین آقا به شدت در مقابل نظر یکی از داوران مبنی بر ورود ما به جشنواره به رد کار ما پافشاری می کند در مقابل این خواست او و یکی دیگر از اعضای محترم هیئت داوران که تا قبل از آن ایشان را به نوعی استعداد تئاتر استان بوشهر می دانستم کار را به عنوان کاری خاص مطرح می کنند که شایستگی حضور در جشنواره را ندارد. جالب اینجاست که داور محترم خود تا الان همه ی کارهایش خاص بوده و با همان فرمول سابق بوشهریها به جشنواره حتی کشوری هم راه پیدا کرده این پارادوکس بوجود آمده در گفته های هیئت داوران آدم را تا حد جنون نیز خفه می کند. اگر دلایل داوران محترم دلایل ضعف فنی تئاتر ماست که می توانند آن را اعلام دارند و ما نیز اگر دارای منطق می باشیم حتماً قبول خواهیم کرد. آخر گفتن اینکه تئاتر فلانی تئاتر خاصیست چه دلیل منطقی برای رد کار می باشد؟ آقای رئیس موسسه فرهنگی هنری انجمن نمایش آیا نمی توانست با یک ترکیب بندی بهتری از داورانی که حداقل شعور مناسب و آگاهی و علم کافی نسبت به آثار اجرایی از هر نوع را برای داوران این جشنواره انتخاب نماید. آقای رئیس باز از داوری استفاده کرده که تا چهار سال پیش هر جشنواره ای را که ایشان یک طرف قضاوت آن قرار داشته اند به جنجال و حاشیه کشانده بود و همه ی اینها چیزی نبود جز عدم شناخت ایشان نسبت به مقوله تئاتر. آقای رئیس داوری را برای انتخاب آثار جشنواره به داوری برگزیده که هنوز صلاحیت علمی ایشان برای درس دادن در کلاسهای درس توسط مدیر گروه هنرهای نمایشی دانشگاه آزاد بوشهر تایید نشده است در رویکرد آقای رئیس شهرستانها چه جایگاهی دارند که پافشاری ایشان بر حضور همین چهار کار بوشهری در جشنواره خود دلیل بر عدم استفاده از اینان می باشد. فرید میر شکار با همه انتقاداتی که به ایشان داشتم یک هماهنگی فوق العاده ای را با تئاتر شهرستانها داشت و همین نکته او را فردی محبوب در شهرستانها کرده بود آیا این رویکرد آقای رئیس محبوبیت او را در پی خواهد داشت؟ در پایان باید گفت که جشنواره امسال هم برگزار خواهد شد اما آنچه که پایدار نمی ماند همین تئاتر بوشهری است که دائم بزرگانش دم ازآن می زنند. نمی دانم از جهانشیر یار احمدی بود یا کسی دیگر که گفته بود (بوشهر تئاتری ترین استان کشور را دارد.) من فکر می کنم جهانشیر نیز باید تجدیدی در نظراتش بیاندازد و به جای واژه استان از شهر بوشهر استفاده کند تا فقط این دایره ی خودی ها در توهم خیالات خوش تئاتری ترین شهر کشور باقی بمانند

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت19:20توسط رضا مختارزاده | |