|
از دشمنان برند شکایت به دوستان/چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم اینجانب رضا مختارزاده عضو هیئت رییسه انجمن نمایش شهرستان دیّر با توجه به اتفاقات نامیمونی که در جریان سه رویدادی که از سوی این انجمن برای بهبود وضعیت تئاتری و فرهنگی شهر انجام شده بود از سمت خود کناره گیری می کنم . همچنین بدلیل پاره ای مشکلات دانشگاهی که یکی از آنها صرف کردن اوقات برای تکمیل پایان نامه است از همکاری با آن انجمن مربوطه معذورم . در اینجا لازم میدانم به جناب حمید شعرانی دوست بزرگوار خود نیز متذکر شوم که ایشان در کناره گیری از سمت ریاست انجمن بیش از پیش فعالیت به خرج داده تا هر چه زودتر فضای فرهنگی و تئاتری شهر رو به نابودی کامل رود . چه بود یا نبود هر یک از ما هیچ گونه تاثیری در روند سر عقل آمدن و تغییر دیدگاه مدیران فرهنگی شهر نخواهد داشت . در این مدت بسیار کم اتفاقاتی از کنار ما گذشت که شاید در هیچ کجای دنیا مثالش اینگونه نباشد . البته این تاثیر یک تاثیر کاملا ژنتیکی انقلابیست که هنرمند در کشور ما ابزار دست سیاستمداران است و البته در این شهر، ما هم ابزار بودیم و هم یک مشت حمال .در جاییکه مسئولان فرهنگی شهر قرار است از ما به چشم حمالانی بی مزد یاد کنند چه بهتر که خود از این شغل شریف کناره گیری کرده تا خود عزیزان اگر توانی دارند حمالی کنند . در جاییکه برای صد یا دویست هزار تومان پول جهت برگزاری جشنواره باید تا آخرین نقطه ی بدن این آقایان را بوسید و نوازش کرد ، بهتر آنست که کنار رویم و خود ببینیم آیا اینان می توانند هیکل مبارک خویش را بوسه باران کنند یا خیر . در جاییکه ریس محترم آن اداره حتی در افتتاحیه جشنواره تئاتر استانی که در شهر برگزار می گردد حضور ندارد و مایه خجالت ما و دیگران می شود ، در جاییکه حتی به اندازه ی مقدار خرید چند ساندویچ خیلی مسخره برای بچه های کمیته های جشنواره هیچ گونه انعامی از جیبشان بیرون نمی رود ، در جاییکه فقط در روز دوم جشنواره آنهم فقط جهت گیر دادن به بولتن این عزیزان بهتر از جان پا پیش گذاشته و شکایت و گله میبرند ، در جاییکه به صراحت معاون محترم فرهنگی ایشان با لحن (( اگه پول ندارین بیخود می کنین جشنواره برگزار کنین)) روبرو می شویم ، در جاییکه اینقدر از مهمانان پذیرایی لازم را صورت دادند!!!!!!!!! که مهمانان ما نمی دانستند رییس ارشاد کیست و اصلا ارشاد در این شهر چکاره س و بالاخره در روز اختتامیه دائما به مجری برنامه یادآور شدن که اسم ارشاد یادت نره ،بهتر آنست که کنار رویم و ببینیم آیا دیگر حضوری خواهد بود که ایشان از سر زمین تشریف بیاورند یا خیر . در جاییکه که برای امری که زیر نظر مبارک خودشان است باید امضا بگیری و هزار تعهدنامه پر کنی آیا بهتر این نیست که کنار رویم و ببینیم اینان با خود چه می کنند . در این چند مدت کوتاه انجمن نمایش شهرمان به اندازه چهار سالی که از حضور این آقایان محترم بر مسندات فرهنگی شهر می گذرد بلکه هم بیشتر برنامه اجرا کرد و اعتبار ی به فضای سرد و تاریک آن نهاد بخشید . حال جالب اینجاست که اینان اکنون به ما دستور میدهند که چکار کنیم و یا نکنیم و این همان ابزار است . و ما باید به فکر بیفتیم که چگونه می شود جلوی ادا و اطوار و ژست و پزهای اینان را در هنگامی که قرار است جلوی فرماندار یا نهادی بالاتر ، از اهم برنامه هاشان بگویند ، بگیریم . در جاییکه از مقادیر زیاد بودجه های میلیونی فرهنگی که باید صرف فعالیتهای فرهنگی هنرمندان انجمنهای شهرشود آنقدر نصیبمان می شود که همه بچه های انجمن که هیچ ، بچه های خارج از انجمن نیز دست یاری بسوی ما دراز کرده و با پولهای توجیبی خود خرج انجمن را میدهند آیا ماندن جایز است . دوست عزیزم حمید شعرانی ، وقتی همه اینها را قیاس می کنم با دوران ریاست پدرم بر اداره ارشاد می بینم که به شدت حقوق همه ی تئاتریها و در مرتبه ی بالاتر هنرمندان دیّری زیر پا میرود . اگر همه ما دور یکدیگر جمع شدیم صرفا و صرفا برای پایان دادن به اوضاع و احوال نابسامانی بود که بعد از رفتن پدرم در انجمن نمایش بوجود آمده بود . اما حالا می بینم وقتی اداره ای هنرمند خود را با الاغ و قاطر یکی بداند و نخواهد برایش ارزشی قائل شود ما خود باید کنار رویم و این مسئولیت حمل را بر دوش خودشان واگذار کنیم تا خود شان زورآزمایی کنند . این فضای مسموم در اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان دیّر بی شباهت به نامش نیست . چه اگر قرار بر مسئولیت فرهنگی و هنری بود اسمش را با نام بی مسمای ارشاد اسلامی در نمی آمیختند . پس بهتر است ما نباشیم تا حضور فرهنگی اسلامی دیگری ببینیم که شاید مطلوب این عزیزان باشد و بتوانند با بودجه ی مثلا 13 هزار تومانی جشنهایشان را به پا کنند. با تشکر رضا مختارزاده دانشجوی کارشناسی ادبیات نمایشی دانشگاه آزاد اسلامی عضو مستعفی انجمن نمایش دیّر
|
درباره من![]()
من رضا مختارزاده . دانشجوي مقطع كارشناسي رشته ادبيات نمايشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بوشهر . در حدود 10 سال بطور مداوم به كار تئاتر مشغولم . از جمله كارهاي من مي توان به افسانه تايتانيك زپرتي ،هشتمين سفر شازده كوچولو،انجمن فيلهاي رام نشده ،موريانه هاي موذي و چشمهای نیمه سرخ عروسک دختری که شبها رویای ایفی ژنی میدیدو . . . اشاره كرد . من در اين وبلاگ به همراه خودم دوتايي اظهارات خودمان را در جهت تنوير افكار عمومي اعلام ميداريم .
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 پیوندها
حمید موذنی پیوندهای روزانه
نسترن بانو حسین میدری سایت بلگفا پیمان زنده بودی محسن قیصی زاده گروه فرهنگی هنری بی تا وبلاگ داوران دیری (شما بخوانید عباس فخرایی) حسین اندام گروه تئاتر ایلیا گناوه حسین فخرایی اداره فرهنگ و ارشاد دیر سایت خبری دیر نیوز سید مرتضی کراماتی جواد پولادی ایران تئاتر مرتضی خسروی استاد یونس حیدری محمد مظفری وبلاگ خبری بندر دیر محمد حسن محمودی دل آرا هنر کاربران آنلاین: بازديدها : |