تبليغاتX
یادداشتهای یک تئاتری پرفورمنسperformance -

یادداشتهای یک تئاتری پرفورمنسperformance

خبری . تحلیلی . طنز

جشنواره تئاتر سیمرغ هم بالاخره به اتمام رسید و تلاش دوستان و بچه های تئاتر دیری هم در این چند روز یک فضای کاملا فرهنگی و هنری را به شهر تحمیل کرد . در حالی که چند سالیست که شهر در آرامش و سکوت گروههای تئاتری به سر میبرد تنها نوع کارهای فرهنگی در جامعه را اجلاس ها و بزرگداشت های در محتوا بسیار کوچک و در ظاهر بسیار بزرگ بدون کارکردی تشکیل میدادند که همه آنهایی که دلشان برای فرهنگ این مرز و بوم می سوزد میدانند که ادامه این سیاستها و این بزرگداشتها خطرناک و مضر است . جشنواره تئاتر سیمرغ را البته با یک سیاست به پیش راندیم تا مگر از جابجایی های میلیونی که برای ستاد سیمرغ (سی امین سالگرد انقلاب) در شهر انجام می شود گوشه ای نیز به ما برسد . صد البته که نرسید و کاش ما نیز خود را به هذیانهای مسئولینی که ما را دلخوش به برگزاری این جشنواره با این عنوان می کردند  نکرده بودیم و حالا دیگر به هر قیمتی نام جشنواره را سیمرغ نمی گذاشتیم که اگر نبود دیر شدن زمان برگزاری جشنواره قطعا نام با مسمای دیگری را برای جشنواره مان انتخاب می کردیم . درحساب انجمن نمایش تنها و فقط تنها ۳۰۰۰۰ تومانی جاخوش کرده بود که این را هم خرج تبلیغاتی کردیم که هنوزاکه هنوز پول خیلی از آنها را نداده ایم . البته جا دارد از آقای شعرانی رییس اداره ارشاد تشکر کرد که حداقل از جیب خودشان پول جایزه ها را دادند . جالب ترین نکته را هم در خود اداره ارشاد برایتان بگویم . معاون محترم فرهنگی ارشاد دیر دقیقا از تاریخ ۲۲تا۲۵ را به تعطیلات رفت تا مطمئن شویم چقدر قلب ایشان به جنبش های هنری در دیر تلمبه وار می تپد . تا قبل از آن برایمان مفهوم معهاونت فرهنگی مشخص نبود و اکنون دیگر کاملا برایمان عیان گشت . تندیس ها را هم سعید افسری بزرگوار لطف کرد و برایمان از جیب مایه گذاشت و ما که همچنان باید منتظر رسیدن وجهی که از خجالت این دوستان دربیاییم . در هنگام جشنواره هم که الا ماشاءلله تا چشم کار میکرد حضور چهره های لشکری و کشوری در این مراسم بود اینقدر که ما ندانستیم چگونه از آنها تشکر کنیم و مجبور شدیم بوسیله ایمیلی چیزی مانند فیلم بروس قدرتمند به درخواستهای بیکران آنها جوابی بدهیم . اینقدر برای آنها این جشنواره مهم بود که از کل هشت اجرای جشنواره فقط حجاب دخترانمان را دیدند و صمیمیت بچه های تئاتری با یکدیگر را و تا توانستند در این زمینه بیانیه ها صادر کردند که آقا در این محل را گل بگیرید و بچه های ما خراب می شوند و اینها عناصر معلوم الحالند و وجود اینان مایه کراهت شهر می شود . اینقدر حضور آقایان چشمگیر بود که در روز ۲۲ که مصادف بود با یکی از همان بزرگداشتهای قابل عرض همگی به مجتمع فرهنگی نفت آمدند و اصلا اصلا هم یکی از اجراهای یکی از گروهها نیز که قرار بود در تالار فرهنگ برگزار گردد هم ناخواسته به مجتمع نفت تغییر نکرد و چقدر لطف دوستان و بزرگواران زیاد بود که میدیدی چه حضور فرهنگوارانه ای در مجتمع نفت دارند و از خیابان فرهنگ (شهدای گمنام فعلی) که می گذشتی هیچ ماشینی را نمیدیدی به جز تقریبا ۹۰ تا صد تا به نوع که تا سر اداره بهداشت پر بود از امشین و ماشین و ماشین . به هر حال جشنواره تئاتر سیمرغ تنها کار فرهنگی هنری مفید در این چند سال اخیر در شهرستان بود . خیلی خوشحال هستم که حداقل بچه های هنری دیر کم نگذاشتند . ما به آنچه که می خواستیم رسیدیم و این شروعی دوباره بود برای خواب بلند زمستانی که همه مارا فرا گرفته بود . 

این هم یک کاریکاتور از وحید نیک خو


+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت13:41توسط رضا مختارزاده | |